گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها را
تا زودتر از واقعه گویم گله ها را
چون آینه پیش تو نشستم که ببینی
در من اثر سخت ترین زلزله ها را
محمد علی بهمنی
سلام به همه!!
اول از همه میخواستم تسلیت بگم به همه کرمانشاهیای عزیزی که خانواده ها و عزیزاشونو تو این حادثه تلخ از دست دادن
این بار هم شرمنده شونیم که نمیتونیم اون طوری که باید ازشون حمایت کنیم.گرچه مردم خیلی زحمت کشیدن ولی بازم این وسط یه عده بودن از شرایط سوءاستفاده کردن و ...
فقط خواستم بگم براشون دعا کنید
من اومدم و قراره به قولم عمل کنم البته امیدوارم
خب تو این مدت اتفاقای زیادی افتاد تقریبا با بیشتر بچه های رشته مون اشنا شدیم و دوستای زیادی پیدا کردم
گرچه هنوزم واسم سخته دوری از خانواده ولی مثل هم اتاقیم یکسره ابغوره نمیگیرم://
خلاصه بعد دو ماه برگشتم خونه و عجب استقبال گرمی هم ازم کردن:))چون فرداش مهمون داشتیم عین کوزتا گردگیری کردم و کل خونه رو تمیز کردم بعدشم که ناهار درست کردم:))اخه من تو خوابگاه همیشه از زیر کارا در میرم مثل اینکه اه هم اتاقیام گرفته و نمیزاره من خستگی در کنم:))))
هی خداااا!!!!
دلم واسه اینجا خیلی تنگ شده بود.یه مدت به سرم زد حذف کنم وبمو ولی دیدم انقدر درسام سنگینه اصلا وقت نمیکنم بیام اینجا در نتیجه نظرم عوض شد
قول داده بودم سورپرایزتون کنم میخواستم یه پارت جدید از سایبری رو بزارم ولی هنوز وقت نکردم بنویسمش حالا ببینم میتونم امشب تمومش کنم یا نه
راستی چند نفر هم راجع به رشته ام سوال کردن و اینکه راضی هستی و چطوره و اینا
هر سوالی داشتید رو سعی کردم جواب بدم تو یه پست دیگه واستون میزام
برچسب:
نویسنده: ستایش محمدپور