سلام من برگشتم
-
تاریخ: 1396/9/22 ساعت: 15:35
xa0 گفتم بدوم تا تو همه فاصله ها راxa0تا زودتر از واقعه گویم گله ها را چون آینه پیش تو نشستم که ببینیدر من اثر سخت ترین زلزله ها را محمد علی بهمنی xa0 سلام به همه!! اول از همه میخواستم تسلیت بگم به همه کرمانشاهیای عزیزی که خانواده ها و عزیزاشونو تو این حادثه تلخ از دست دادن این بار هم شرمنده شونیم ک...
درباره دامپزشکی
-
تاریخ: 1396/9/22 ساعت: 15:35
xa0 دامپزشکی از دید من واقعا رشته ی شیرینیه درمان حیوانات شاید از نظر بعضیا مهم نباشه ولی به نظر من کار خیلی مهمیه. تو رشته های دانشگاهی واسه تجربی بعد از رشته های پزشکی دندان پزشکی و دارو سازی علوم ازمایشگاهی و دامپزشکی هستند.دامپزشکیxa0 رشته هایی داره که وابسته به اونن مثل علوم ازمایشگاهی دامپزشکی...
این چند روز بر من چه گذشت؟؟؟؟
-
تاریخ: 1396/7/18 ساعت: 18:38
لنگ ظهر حرکت کردیم و نصف شب رسیدیدم دانشگاه عظمتش کلی ذوق مرگم کرد شب رفتیم با مامانم تو اتاقم تو خوابگاه خوابیدیم کلا یه فرش بود یه جاکفشی یه یخچال و یه کمد با شیش تا تخت ینی شیش تا هم اتاقی جورواجور 0ـــــ0 فرداش رفتیم برای ثبت نام بابامو نزاشتم بیاد خودم رفتم تو و کارای ثبت ناممو انجام دادم در عر...
سلام
-
تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 8:46
من هستم یه چند روزی دنبال کارای ثبت نام و اماده شدن برای سفر به شهر جدیدم هستم و به همین خاطر هم نمیتونم زیاد سر بزنم به اینجا ولی هستم:) برای من که تا حالا زندگی مستقل رو تجربه نکردم خیلی جالب و هیجان انگیزه!! xa0 xa0 این روزا دایی هامو خاله هام انقدر درباره ی خوابگاه و مشکلاتش گفتن که میترسم پاک و...
چرت و پرت نوشت
-
تاریخ: 1396/7/1 ساعت: 8:46
پیش به سوی 100 نفری شدن!!!! وای خدایا خسته ام خسته!به اندازه یه تازه عروس برام وسایل گرفته مادر خانومی!خجالت میکشم این همه وسیله با خودم ببرم خوابگاه داییم میگه اتفاقا اینا وسایلای ضرورین لازمت میشه چمدون دانشگاهش هنوز خونه ی مامان بزرگمه دو تا صابون صورت براش گرفته بودن موقع رفتن که هنوز که هنوزه س...
تولدم مبارک!!
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 22:23
بچه ای بودم که تقریبا از همون ابتدای زندگی خودکفا!!به دنیا اومدم احتمالا ساعت 11 شب چند نفر دم در زایشگاه بیدار میمونن؟تقریبا هیچکس به جز نگهبان زایشگاه هنوز چهار دست و پا میکردم که داداشم به دنیا اومد(تقریبا 1 سال و سه ماه بعد).از شانس من درست تو موقعی که مامان نیاز بودم داداشم تو بیمارستان مریض می...
سایبری/پارت5
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 17:08
xa0 سلام به بچه های بیانی! پارت پنجم رو گذاشتم کمتر از قسمتای قبله ولی ممکنه یه مدت نتونم چیزی ننویسم فعلا این قسمتو بخونید غلط املایی هامم به بزرگی خودتون ببخشید ^ـ^ امیدوارم لذت ببرید نظر یادتون نره ادامه مطلب
چالش داریییییییییم!
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
گفتیم حالا که همه دارن چالش میزارن منم یکی بزارم از قافله عقب نمونم چالش ما تعریف بدترین سوتیه عمرتونه بدترین سوتی که تا حالا دادید چی بوده؟ سوتی های زیباتونو!!!برای ما بفرستید در قالب کامنت یا تماس با نویسنده همه رو نشون میدم به صورت یک پست جدا و به بهترین سوتی ارسالی جایزه میدیم xa0 +ممنون که انقد...
اولین سوتی
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
اولین سوتی رو هم خودم تعریف میکنم: اقا منو خواهرم چند روز پیش رفته بودیم پارچه فروشی(به گفته خواهر) بعد اونجا دو تا بچه بودن که مثل بزغاله میپریدن اینور و اونور کفر ما رو در اوردن اخرش خواهرم بهشون تشر زد و مثلا در گوش من(که انقدر بلند گفت همه متوجه شدن)گفت: اینا از اون بچه های وحشی ای هستن که تا به...
سوتی بچه های انجمن
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
اینم از سوتی های بچه ها!!!! xa0 سوتی دهندگان:دو نفر+خودم ادامه مطلب
به امید دیدار
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
شاید خدا خواسته استxa0ابتدا بسیاری افراد نامناسب را بشناسیxa0و سپس شخص مناسب را....به این ترتیب وقتی او رایافتیxa0بهتر می توانی شکر گذار باشی. xa0گابریل گارسیا مارکز xa0 میخواستم یه چیزایی بگم... حالا الان نمیدونم چی بگم داریم به زمان اعلام نتایج نزدیک میشیم نتایج از یه طرف این مسافرت یهویی هم از یک...
سلامی دوباره
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
با سلام فقط خواستم بگم من برگشتم:) کامنتهاتون همگی تایید شد چرا جوابا نمیاد؟ مردم:(
زنده باد پرفسور سمیعی!!
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
xa0متنی زیبا از پرفسور سمیعی: برای کسی که میفهمد، xa0هیچ توضیحی لازم نیستxa0وبرای کسی که نمیفهمدxa0هر توضیحی اضافه است آنانکه میفهمند، xa0عذاب میکِشندxa0وآنانکه نمیفهمند، عذاب می دهند مهم نیست که چه "مدرکی" داریدمهم اینه که چه "درکی" دارید مغزِ کوچک و دهانِ بزرگمیلِ ترکیبیِ بالایی دارند کلماتی که از...
بی عنوان
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
انسان فقط روزی متولد نمیشود که از شکم مادر بیرون می آید ،بلکه زندگی وادارش میکند چندین مرتبه دیگر از شکم خود بیرون بیاید و متولد شود. عشق سالهای وباگابریل گارسیا مارکز
عکس شخصیتهای داستانم
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
البته اینا رو بعد کلی گشتن پیدا کردم اگه شما عکس خوب پیدا کردید اپلودش کنید و لینکشو برام بفرستید یا ایمیل کنید ادامه مطلب
دستنوشته
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
وقتی ناراحتی تصمیم نگیرxa0xa0وقتی دیر میشه عجله نکنxa0وقتی یکیو دوسش داری زود بهش نگو بذار خودش بفهمهxa0xa0وقتی خیلی خوشحالی به کسی قول ندهxa0xa0وقتی یکی دلتو شکست سر یکی دیگه تلافی نکنxa0xa0وقتی بغضت گرفته پیش هرکی گریه نکن شاید همون دشمنت باشه از ته دل خوشحال بشهxa0وقتی با یکی قهر کردی پشت سرش حرف...
فاینالی...(بالاخره)
-
تاریخ: 1396/6/25 ساعت: 3:05
بالاخره این نتایجم اومد پزشک نشدیم ولی دامپزشک شدیم نصف شبی اعلام کردن همه خواب بودن فردا چه بشود!!! داد مامان:بیا برو بگیر بخواااااااب نصفه شبی پای این کامپیوتر کوفتی چی کار میکنی تو که نتایجو دیدی؟ xa0
یهویی نوشت
-
تاریخ: 1396/6/14 ساعت: 3:39
اون روز که رفتیم روستای پدریم(و همچنین مادری) پسر عمه ام هم اومده بودن اونجامنو پسر عمه ام هم سن و هم رشته هستیم.اما اون تصمیم گرفت یک سال دیگه پشت کنکور بمونهاز نظر چهره هم انقدر شبیه هستیم که هر کی ما رو با هم میبینه فکر میکنه خواهر و برادریمیکم دقت کردم دیدم روی صورتش جای تیغ یا یه چیزی تو همین م...
حرفی حدیثی چیزی...
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:37
نصف اشتباهاتمان ناشی از این است که وقتی باید فکر کنیم، احساس میکنیم و xa0وقتی که باید احساس کنیم، فکر میکنیم!هاروکی موراکامی/نویسنده کتاب به اواز باد گوش بسپار+راستی بچه ها کسی سایت برای قالب وبلاگ خوب نداره؟Let's block ads! (Why?)
اطلاعیه شماره یک
-
تاریخ: 1396/6/13 ساعت: 22:37
سلام بچه ها!یکی از دوستان بیانی یه وبلاگی راه انداخته از نوع دوستانه و برای چت کردندر کل یه فضای برای اهل قلم و اینا:)داستان منو یه نفر دیگه هم از اونجا داره حمایت میشهاز همگی دعوت میکنم عضو بشنبا سپاسادرس:angomanm.blog.irxa0Let's block ads! (Why?)